واااای

واااااااای

وااااااااااااااااای

لعنت به من

دلمان بســـــــــــــــی گرفت !

الان ساعت ۵.۱۵ میباشد و من...  خب هیچی دیگه من

خوش ندارم راجب ماه رمضون و اینجور چیزا بحرفم

بیخـــــ ی

یکم کم حرفم اما نمیدونم چرا اینجا زبونم باز میشه

وقتی تازه با یکی میدوکسم و

وختی با یه غریبه میحرفم و

همیــــــن نخطه

بابام دلش گرفته اینو از نگاش میخونم

منم دلم گرفته کی میتونه از نگام بخونه ؟

دل من بیخودی میگیره بی هیچ دلیل قانع کننده ای !!!

دل اون با دلیل و منطق !

با اشکی (اشکان) خیـــلی رابطم کم شده دیگه زیاد با هم

رلــــــه نیستیم چون خودم نمیخوام که باشم

این درست نیست که بگم باعث همه ی کثافت کاریام اونه

آخه منم عقل داشتم و اختیار اما اون لعنتــــیــــ راه خیلی

از کارا رو بهم نشون داد

اصــــــــــن اینا چه فایده ؟!

امـروز تا شب قرار نیست از خونه بیرونم برم

احساس میکنم وخــــتی غمگین مینویسم چرند میشه

مگه نههههههههه ؟؟؟

گوشیمو انداختم تو سطل آشغال یه آبم روش !

آخــــه کی به ما میزنگه جز دوستای خودم که تقریبا هر روز

میبینمشون و این دوکسای مزخرف دختر خاله هههه ؟

تا وقتی که نیاز مبرم(؟؟) بهش پیدا نکنم برش نمیدارم

راســـــی پایینه وبلاگم یه لینک هست اگه دوکس داشتین هر روز که میاین تو وبم روش کلیک کنید