اون لــــا و داره

اونــ ــ تــ ــو فکر چی و من تو فِکــ ـــ ر چی ؟!

من یه تن لش و اون یه آدم دل سوخـــتــ ـ ه

منـــِ. احمَقو باش خودمو دارم با کی مقایسه میکنم ؟!

خیـــــ ـــلــی بــ ی خاصیــــ ــتم !

خیــــ ـــلی در به درم

خـــیلـــ ی خیـــ لی یه کــاره

خیـــلــ ـــی عوضی !!!

خـــِــ ــ یلـــی داغونم خیلـــیــ. بدبخت

نخــــواه که سنـــگ صبـــورم باشیـــ. نخواه که باشـــم

سنگــــ صبـــورت !

نخواه خوب باشمـــ نخواه مهربــــون نخـــواه همدرد نخـــواه همزبــون

باید ول کنـــم بایــــد بگـــذرم

دلـــش گرفت !! کی ؟! آره میدونمـــ . حقشـــ ه عشقیـــ.! حقشـ ــه !×

دردودل نمیـــکنه تو خودش میریـــ زه همدرد نمـــــیــ. خواد

تنــــ هـــ ا میــــ. مونـــ ه

کســــیـــ و دوکـــ ـــ س نــداره دلــــش از سنــگه

اونــــ. لاو داره

بـــذار اینجـــوری فک کــــنن بقــیه !!

×××××××××××××××

لطفا نظر ندید یا لااقل کمتر از ۵ تا ندید چون منم

 خوش ندارم تو هر وبی که میرم کمتر از ۵ تا کامنت بزارم !

Wanted

       تــــوجه                            

هم اکنون پیغامی به دستم رسید مبنی بر اینکه شخصی

 به نام "alfered" عاشق شخصی به نام "یکی" شده و

 alfered  از من خواسته که براش از "یکی" خواستگاری

 کنم و دیگه بله دیگه مبارکه

اما چون از "یکی" هیچ رد و نشونی ندارم از "یکی" جان

 خواهش میکنم که خودشون به alfered جان سر بزنن

 و دیگه ، ای جااااااااان جااااااااااان ما رو هم وا3 عروسی

 و از اینا دعوت کنن !!

پیچ پیچی نخودچی کرانچی قاچاق چی D:

واااای

واااااااای

وااااااااااااااااای

لعنت به من

دلمان بســـــــــــــــی گرفت !

الان ساعت ۵.۱۵ میباشد و من...  خب هیچی دیگه من

خوش ندارم راجب ماه رمضون و اینجور چیزا بحرفم

بیخـــــ ی

یکم کم حرفم اما نمیدونم چرا اینجا زبونم باز میشه

وقتی تازه با یکی میدوکسم و

وختی با یه غریبه میحرفم و

همیــــــن نخطه

بابام دلش گرفته اینو از نگاش میخونم

منم دلم گرفته کی میتونه از نگام بخونه ؟

دل من بیخودی میگیره بی هیچ دلیل قانع کننده ای !!!

دل اون با دلیل و منطق !

با اشکی (اشکان) خیـــلی رابطم کم شده دیگه زیاد با هم

رلــــــه نیستیم چون خودم نمیخوام که باشم

این درست نیست که بگم باعث همه ی کثافت کاریام اونه

آخه منم عقل داشتم و اختیار اما اون لعنتــــیــــ راه خیلی

از کارا رو بهم نشون داد

اصــــــــــن اینا چه فایده ؟!

امـروز تا شب قرار نیست از خونه بیرونم برم

احساس میکنم وخــــتی غمگین مینویسم چرند میشه

مگه نههههههههه ؟؟؟

گوشیمو انداختم تو سطل آشغال یه آبم روش !

آخــــه کی به ما میزنگه جز دوستای خودم که تقریبا هر روز

میبینمشون و این دوکسای مزخرف دختر خاله هههه ؟

تا وقتی که نیاز مبرم(؟؟) بهش پیدا نکنم برش نمیدارم

راســـــی پایینه وبلاگم یه لینک هست اگه دوکس داشتین هر روز که میاین تو وبم روش کلیک کنید

بیکاری!!

های بای مای وای وااااااااای

امروز مهمون داشتیم کلی اصرار کردن براشون هم بزنم

هم بخونم اما نخوندم  آخه فقط وقتی تنهام میخونم

اما اونا که نمیدونن خجالتیم فک کردن میخوام واسشون

 کلاس بزارم خلاصه دادا عشقی! ضایع شد!

راااســـــی از این کلمه خیلی بدم میاد "من" سعی میکنم تو حرفام

از ضمیرش استفاده کنم

دربه در دنبال کار میگردم اما پیدا نمیشه

 کاش لااقل یه کار پاره وقت پیدا کنم

این روزا بیکارم خفن!!

هییییی خدا

زندگی خیلی سخت شده

خوابم میـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد

این پست ادامه داره...

ادامـــــــــه :

توی اخبار نفرات اول کنکور رو دیدم

وقتی دیدم داشتم میترکیدم از حسودی!

-----------~--------------------~----

هنوز نتیجه ی کنکور نیومده میخوام برم کافی نت ، دوس دارم

اونجا رتبمو ببینم.

پشت میز وایسادم از استرس دارم میمیرم این یارو خیلی

 لــِفـــتـــش میده کفرمو بالا آوورده دلم میخواد خفش کنم

لعنتیـــــ.

------------~----------------~-------

الان میدونم رتبم چند شده 

میدونم آره!!!

بیـــــــخی!

آخر خط بمبسته رفیق

یه مدته که ذهنم خیلی مشغوله

هزارتا فکر و هزارتا دغدغه حسابی دیوونم کرده

حس میکنم یه چیزی گم کردم

یکم آرامش میخوام

کاش میشد یه جوری ذهنمو خالی کنم

لعنت به این پسره که از هر فرصتی برای کفری کردن من استفاده

میکنه ازش متنفرم کاش میشد هیچوقت نبینمش

وقتی سیم کارتم سوخت خیلی خوشحال شدم آخه دیگه سیم

نداشتم اون سیم ایرانسلو هم داده بودمش به یکی دیگه

اما دختر خالم دوتا سیم کارت داره و مادرم بهش گفت که یکیشو بده

به من حالا هم که زنگ خورم ۱۰۰۰ برابر شده دوستای لعنتیش از

یه طرف مزاحماش هم از یه طرف دیوونم کرده

آرزو میکنم ای کاش گوشیم هم مثل سیم کارتم بسوزه

کاش زودتر نتیجه ی کنکور لعنتی بیاد سریع انتخاب رشته کنم یه شهر دور

قبول شم از اینجا فرار کنم هرچند با این رشته ای که قبول میشم

نمیتونم برای آینده هیچ حسابی روش باز کنم

باید به فکر کار باشم.

 اون قبلنا فک میکردم آدم اگه توی زندگیش همه چیز داشته باشه

خوشبخته اما اینطور نیست بعضی وقتا با بدست آوردن خیلی چیزا

آرامشت رو از دست میدی! درست مثل الان

من فقط آرامش میخوام

موبایل

موتور

کامپیوتر با تجهیزات کامل

گیتار

انواع و اقسام کلاس ها

پول تو جیبی

لباسای شیک

حتی داشتن جی اف

اما هیچ کدوم از اینا خوشبختی نیاورد و فقط منو از خدا دورتر کرد

و اعصابمو داغون کرد و روحمو خسته کرد

خوشبختی به این چیزا نیست همش مثل سرابه

دوست دارم حسرت یه چیزیو داشته باشم که برای بدست آوردنش

تلاش کنم اینطوری بــــضی وقتا به فکر خدا میفتم

بیشتر احساس خوشبختی میکنم

برای اینکه به این آرامش برسم باید از همه این چیزا فرار کنم

اما چه جوری؟؟؟ :(

آه هیچی مثل گناه آدمو داغون نمیکنه

به بهشت و جهنم و دستور دین و ... کار ندارم برام مهم نیست!

میخوام ساده زندگی کنم یه رنگ و صاف بی شیله پیله

دوست دارم مثل آدمای عهد دقیانوس! زندگی کنم

خیلی احمقانست

لااقل اونا بیخودی ذهنشون درگیر ذرق و برق این زندگی کوفتی نبود

اگه دوستم یه چیزی داره که من ندارم خب به من چه! اگه فلانی

ماشین آخرین سیستم زیر پاشه تو خیابونا میچرخه .... بلند میکنه

خب به من چه! اگه فلانی خیلی خوشکله هزارتا جی اف داره هر شب

یکی زیر پاشه خب به من چه! چرا باید خودمو درگیر این چیزای مزخرف

کنم؟! حقیقت زندگی این نیست

هیییی خدا درسته که اهل همه جور کثافت کاریم میدونم اون دنیا

جام کجاست اما خسته شدم هیچ کدوم از این کارا بهم حال نمیده

من نمیتونم اون کارایی که تو گفتی انجام بدم و خوب باشم برام سخته

اما خسته شدم!

به بمبست رسیدم

به بمبست رسیدم

به بمبست رسیدم

به بمبست رسیدم

به بمبست رسیدم

به بمبست رسیدم

بعضی کامنتا حذف شده!

های!

دو هفته نبودم حالا که اومدم کامنتارو بخونم متوجه شدم که

 بیشترشون به خاطر این مشکلات چند روزه ی بلاگفا(که

هیچوقت تمومی نداره) حذف شده! و واسه همین نتونستم

 جواب بدم خودتون اگه کامنتای این پست "رفیق بخند" رو نگاه

 کنید میفهمید که نظراتی که گذاشتین یه هو غیبشون زده و منم

 حذفشون نکردم یعنی اصلا نتونستم بخونم!

نبودم حالا هستم

یکم خجالت میکشم از اینکه باباهه خرجمو بده آخه خجالت داره

 دوس ندارم فقط هیکل گنده کنم یه تن لش بی خاصیت بمونم

فقط بلدی این کلاس اون کلاس ثبت نام کنی بری نت تو خیابونا

 سگ چرخ بزنی آخرشم با کارات کفر همرو در بیاری؟؟

نمیتونم منتظر باشم پول تو جـیـبــیـمو ، خرج زندگیمو ، پول کثافت

 کاریمو ، کلاس و لباسمو یکی دیگه بده

اینجوری نمیتونم قدرشو بدونم و یه بی خاصیت بار میام

تا وقتی که خرجتو بابات میده یه بچه ای!!!

میدونی این دلم برات میسوزه؟؟! هنوز بزرگ نشدی

روزای تکراری کارای مسخره حرفای خسته کننده تکرار ثانیه ها و

 لحظه های تکراری همه چیز مسخرست حتی این زندگی تخمی!

میخوام فرار کنم از موجود بودن اما نمیشه

میخوام فرار کنم از چیزایی که روحمو عذاب میده و باعث آزارم میشه

 اما نمیشه  یه مدت نت نبودم چه حالی داااااااد     نیشخند

آره عرض میکردم خضمتـــتون خیلی خوش گذشت ولی الان حسش

 نیست که بخوام بــتعریفم پــَــــ بیخییی

هفته دیگه هم شاید بریم خونه باغی یکی از بچه ها البت مجردی!!

راستی انگار بلاگفا قاطیده نمیشه نظر داد نظراتم نمیشود خواندن کرد!

یکم حال میده هه

پ . ن : حس حرف زدن نییییست!